أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

433

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

ببلاى حق مبتلا شوند . بيت فردا كى ملك به حق حكم « 1 » خواهد بود « 2 » * اى بس كى ز خلق بيش‌وكم خواهد بود « 3 » مظلوم سزاوار كرم خواهد شد « 4 » * محنت همه بر اهل ستم خواهد بود « 5 » ساقى چون آن پيغام به نزد ملك برد ، ملك آن زنان را بخواند و پرسيد « 6 » كى : يوسف چه « 7 » كرده بود كو را به زندان كرديد « 8 » ؟ ايشان به‌يك‌بار « 9 » آواز برآوردند : « ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ . » « 1 - » گفتند : ما به نظر خيانت به دو نگريديم ، و او را جز در راه امانت نديديم . زليخا گفت : « أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ . » « 2 - » جرم بر خود اقرار كرد و يوسف را از جرم برى و بيزار كرد ، تا در مصر ايشان را ملامت كردند . گفتند : [ 101 ب ] چرا « 10 » آهنگ خيانت كرديد « 11 » آنگه مقرّ آمديد « 12 » ؟ ايشان گفتند : ما را چه جرم بود « 13 » كى ما درين اقرار مكره بوديم ، زبان ما بىاختيار گويا شد ، تا تن ما در نظر خلق رسوا شد . « 14 » همچنان فردا ملك تعالى « 15 » عاصى را نامه بدست « 16 » دهد ، چون جرم خود از نامه « 17 » برخواند ، جمله را انكار كند . ملك تعالى « 18 » اعضاء « 19 » او را به سخن آرد تا اقرار كند . بنده اعضاء خود را ملامت كند « 20 » كى چرا « 21 » به گناه بر من « 22 » گواهى دادى ، و تن مرا در آتش دوزخ « 23 » نهادى ؟ « 24 » اعضاى بنده « 25 » گويد « 26 » : « أَنْطَقَنَا اللَّهُ

--> ( 1 ) - قضا ( 2 ) - كرد ( 3 ) - كرد ( 4 ) - محنت همه بر اهل ستم خواهد كرد ( 5 ) - مظلوم سزاوار كرم خواهد كرد ( 6 ) - گفت ( 7 ) - + گناه ( 8 ) - فرموديت ( 9 ) - ندارد ( 10 ) - + چون ( 11 ) - + بر خود اقرار كرديد و خود را فضيحت و رسوا كرديد ( 12 ) - « آنگه مقر آمديد » ندارد ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - + لطيفه ( 15 ) - + مؤمن ( 16 ) - + چپ ( 17 ) - « چون جرم خود از نامه » ندارد ( 18 ) - + دست و پاى ( 19 ) - ندارد ( 20 ) - + گويد ( 21 ) - ندارد ( 22 ) - « بر من » ندارد ( 23 ) - ندارد ( 24 ) - + ايشان ( 25 ) - « اعضاى بنده » ندارد ( 26 ) - گويند ( 1 - ) سورهء يوسف / 51 ( 2 - ) سورهء يوسف / 51